تبليغاتX
بیژن یورد - گزارشی از نامه‌های یك روشنفكر به حاكمان وقت٭خاموشی و خروش

سرگه بارسقیان :صدرنشینی و صبرگرایی روشنفكر دینی همه با بركندن رخت مسوولیت از ستاد انقلاب فرهنگی و بخت مقبولیت از حاكمیت به سر رسید و بر او كه «نه داعیه قدرت داشت و نه دماغ ریاست»، شكوه از تیزكردن تیغ‌های جماعت حقیقت‌پوش و خدیعت‌فروش ماند و دردی كه بر اهل علم و فرهنگ می‌رود. دكتر عبدالكریم سروش دل آزرده از مكنت مخالفان، رو به سوی عمارت قدرت می‌كند كه آشنایان دیرین در خلعت قدرت شیرین، كام تلخ شرنگ دگرآوایی بستانند از روزگار عالم دین و دل. دیدار خصوصی سروش و اكبر‌ هاشمی‌رفسنجانی آنگونه كه روایت شده به گفتن «پاره‌ای از منكرات فرهنگی و مطبوعاتی جامعه» گذشت و فیلسوف، رئیس دولت را فراخواند به عطف عنان و عنایت بیشتر به گشودن گره‌ها و زدودن پلیدی‌ها. چندی گذشت؛ روزگار تنگ‌تر شد و امیدها بی‌رنگ‌تر. 


سروش بانگ اعتراض حوزویان قم منتسب به طیف مصباح یزدی و حزب‌الله پس از سخنرانی‌اش در دانشگاه اصفهان درباره «انتظارات دانشگاه از حوزه» را شنید؛ قلم راهوار كرد و قسم چاپار و شرح دردنوشت در نامه‌هایی كه بل رنجنامه بود. اواخر سال 1371 بود كه نامه خصوصی سروش عازم دفتر كار هاشمی‌رفسنجانی و محمد یزدی (رئیس قوه قضائیه) شد. در آن نامه و دیگر نامه‌هایی كه گاه بر پیشانی ممهور به «خصوصی» بود و گاه مشهور به «سرگشاده»، سروش شرحی از تهمت و افترا علیه خود می‌داد و انذار می‌داد كه تحریك‌شدگان در قصد جان من‌اند! گواینكه حجت بر خود و دیگران تمام كرد با وصف نماندنش كه بعدها مكرر شد: «برای ماندن به دنیا نیامده‌ام و تنها كاری كه می‌كنم تجدید وصیت‌نامه خویش است.»

 

اما دوم بار كه نامه خصوصی خطاب به هاشمی ‌نوشت (تیرماه 1374)حكایت خود را به روایت جماعت چون خودش منتسب كرد كه «من اینك نزد شما به تظلم آمده‌ام. نه برای خود كه در طریقت ما كافری است رنجیدن، بلكه از بیدادی كه بر آبرو و فضیلت این فرهنگ پرتوان می‌رود.» سال بعد كه با نامه‌ای سرگشاده با رئیس‌جمهور وقت سخن گفت نهایت سكوتش را گذشتن از امنیت شغلی و جانی خود دید. 7 تیر 1376 با نامه‌ای خصوصی از هاشمی‌ خواست دستور رسیدگی به ضبط گذرنامه‌اش را بدهد و هفته بعدش كه روزهای پایانی دولت هاشمی ‌بود ناامید از گشایشی در اجابت دعوت كنفرانس‌های خارجی، زبان به دعا گشود كه «امیدوارم مسوولان چندان قانون‌شناس و قانون‌پذیر باشند كه هیچ‌گاه به دخالت مسوولان بلند رتبه‌ای چون شما (حتی به صورت قانونی) نیاز نیفتد».

فیلسوف بلندنظری كه در كسوت ضدماركسیستی‌اش در «ایدئولوژی شیطانی» حتی تدوین كتاب‌های معارف دینی دبیرستانی‌های پس از انقلاب را به وی سپرده بودند، حال با نویسنده «آیات شیطانی» قیاس می‌شد و بر او نام كسروی و سلمان رشدی می‌گذاشتند. روشنفكر نظركرده مدعی بود كه «شاید از بدو تاسیس جمهوری اسلامی تاكنون، هیچ كس به اندازه این جانب مشمول هتك و حمله مطبوعات واقع نشده است». (نامه به‌هاشمی- تیرماه 74) چند ماهی از آن گلایه نگذشته، یكی از كابین قدرت و كابینه هاشمی، سروش را با احمد كسروی مقایسه كرد.

 

علی‌اكبر ولایتی، وزیر خارجه بود كه در پاسخ به دانشجوی دانشگاه امام صادق كه پرسیده بود: «آیا مساله دكتر سروش از لحاظ سیاست بین‌المللی مشكلی برای ایران شده است؟» از تاثیر مساله دكتر سروش در وضعیت خارجی سخن گفته و زبان به انتقاد گشوده بود كه سروش سخنان علمی را به محافل عمومی می‌كشاند و جنجال درست می‌كند و پایه‌های استقلال و انسجام ملی را سست و حكومت را تضعیف می‌كند و... . سروش در دی‌ماه 74 در نامه انتقاد خود درپاسخ به سخنان ولایتی، مساله را گشود كه «نه شهوت ثروت و قدرت و شهرت دارد و نه با عنایت به مصارف داخلی و خارجی سخن می‌گوید».
نامه‌های سروش رنج‌نامه‌هایی است از غوغائیان و آشوبگران و اشارتی مكرر به اینكه: «پیروزی آن سیاهكاران، عین شكست فرهنگ ما و زوال امید ما و افول اندیشه ماست. این عزیز نگین را به دست اهرمنان مسپارید. نگذارید آنان پیروز شوند.»

«خاتمی كه آمد گفتم فاتحت است، نه خاتمت.» استاد، دل به یقین داشت كه رئیس دولت هفتم، خواجه خنده‌رویی است كه كمتر امیدی به نصرتش بود؛ اما در پرده به اهل قلمی گفت خاتمی رئیس‌جمهور می‌شود و شد. آن‌كس كه هوادارانش را دل‌سپردگان به سروش می‌خواندند و فرصتی هشت‌ساله لازم بود برای اعلام آنكه: «من پدرخوانده اصلاح‌طلبان نیستم.» خط حائل سروش با اصلاحاتیان، همان حد فاصل حكیم و قدرت بود و آنگونه كه هاشمی مخاطب نامه‌اش بود در گله‌گذاری از محنت قانون‌شكنان علیه خویش و طرح حقوق شهروندی و علمی خود، خاتمی هم گیرنده نامه‌ای بود در شرح غم یاران دربند.

 

آذر 1377 كه سروش نامه اولش را نگاشت، از خاتمت گفت: «اینك به چشم سر می‌بینم كه نامه تعزیت جامعه مدنی را نوشته‌اند و قهوه خاتمت حقوق بشر را خورده‌اند.» تیر 1382 كه نامه دوم حوالت شد به رئیس‌جمهور هشتم، دیگر گله از قفل نهادن بر «جامعه» و «توس» نبود كه گلایه از سوختن خرمن «نشاط»، «كیان» و موسسات وابسته به سروش و روشنفكری دینی «صراط» و «معرفت و پژوهش» كرد و قدرناشناسی و فرصت سوزی خواجه خنده‌رو را مهر خاتمت خواند بر قیام آرام و دموكراتیك مردم ایران در خرداد 76. سروش اگر هاشمی را با دعایی بدرقه كرده بود، خاتمی را با «نعره نومیدانه‌ای در سنگستان ناكامی‌ها» بدرود گفت كه :«آقای خاتمی! دیر شده است، طفل انتظار پیر شده است، دل صبر از این شیوه سیر شده است.»

سروش حجت بر خاتمی تمام كرد؛ با شكایتی كه «خاتمی می‌روی و از مژگانت خون خلق می‌ریزد»؛ حجت بر رئیس دولتی كه پیشترش درباره او در گفت‌وگو با اكبر گنجی گفته بود خاتمی روشنفكر دینی نیست و همان شد كه گفت‌وگوی سروش در مجله كیان هم مجال انتشار نیافت؛ رئیس دولتی كه بعدها هم درباره‌اش گفت: «مشكلش تذبذبش بود.» یك دهه نامه‌نگاری با مستاجران دولت، حكم رسم آموختن مروت با دوستان و مدارا با دشمنان حكیم بود كه استادان رسم عاشق كشی و شیوه شهر آشوبی بودند. سروش از سال 82 به این‌سو، نامه‌ای ننوشت، چه با خاتمی در روزهای پایانی عمر دولتش و نه با رئیس دولت نهم كه ابایی ندارد از نوشتن نامه به سران «شیطان بزرگ». گفت‌وگوی انتقادی مكتوب سروش با اهل قدرت دیری است خاموش شده است.
زین قصه هفت گنبد افلاك پر صداست
 
كوته نظر ببین كه سخن مختصر گرفت
 
٭ در این نوشتار از «سیاست‌نامه» عبدالكریم سروش و پایگاه اینترنتی شخصی وی بهره بسیار گرفته شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 7:30  توسط بیژن یورد |  داغ کن - کلوب دات کام
|
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
کمک به کودکان سرطانی
دانلود موسیقی
دانلود آهنگ های چه گوارا
ایران 1979-2009
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
آبان 1390
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
خرداد 1389
اسفند 1388
پیوندها
امام موسی صدر
پرانتز بسته(محمد هاشم اکبریانی)
کلمه
آیت الله صانعی
نسيم بيداری
فلُّ سَفَه
کلوبلاگ نهضت آزادی ایران
فروغ فرخزاد
سهراب سپهری
احمد شاملو
مصطفی چمران
بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان
علی شريعتی
عبدالکريم سروش
فرهاد مهراد
انجمن ادبی یلدا
صبا
عاشقانه های من برای تو
منیژه درتومیان
نفس
گریوان
بجنورد کامپیوتر
انجمن شعر جوان مشهد
کشکول نیم بها
اهدا عضو،اهدا زندگی
طنزدوني
دکتر سید جواد طباطبایی
گفتارهای یک نیمچه انسان
كتاب وحی
حیاط خلوت آماریهای دانشگاه بوعلی سینا 88
مداد سیاه
Rock Music
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
لیلی و مجنون
حامدبلاگ
زمین شناس
دل نوشته های یک بچه ی ریش دار
سلطان هیچ
آپلود رایگان
گوشه نشین
روز
صرفا جهت اطلاع
ملی مذ هبی
آی‌طنز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

پایگاه مرکزی اطلاع رسانی گروه انسانهای سبزGPG