![]() |
![]() |
|
|
این پندنامه وصایای افلاطون (Plato) است به شاگرد ِ خود
ارسطاطالیس (Aristotle) كه
در انتهای كتاب ِ اخلاق ِ ناصری شیخ بزرگوار خواجه نصیرالدین طوسی آمده است.
ببینید ما چه متخصصانی داشتیم و به چه بهای سنگینی آنها را فراموش كرده ایم! ادامه مطلب |
|
«دنیا و دین، علم و فقه، انسان و روحانی
دینی، ویژگیهای جامعی است که به وی امکان میدهد تا بدون هیچ مشکلی از زن و
با عمق و درایت از اسلام به سخن بگوید؛ عمق و درایتی که به چالش با خرافات
و عاداتی میرود که مسلمانان به آن دلبستهاند ولی هیچ ربطی به اسلام
ندارد»
این بخشی از سخنان امام موسی صدر در یک گفتوگوی مطبوعاتی است که در سال ۱۹۶۹ در بیروت انجام شده است. خلاصهای ازاین گفتگو که توسط بنیاد امام موسی صدر ترجمه شده، به شرح زیر است:
ادامه مطلب |
|
بسیاری از آدم بزرگها و بچه
كوچكها یا كتاب شازده كوچولو آنتوان دوسنت اگزوپری را خوانده یا كارتون آن
را دیده اند.اگر این كتاب و كارتونش را یك بار بخوانیم و ببینیم كافی نیست؛
بلكه آن را باید بارها خواند و بارها دید.بیخود نیست كه شازده كوچولو كتاب
بالینی ادیب بزرگ وكتابدوستی شهیر و مترجمی توانا چون سعید نفیسی بوده
است.«شازده كوچولو...تاكنون به بیش از صد زبان و در بعضی از زبانها چندین
بار ترجمه شده و پس از انجیل پر خواننده ترین كتاب در سراسر جهان بوده است
...شازده كوچولو محبوب ترین كتاب مردم در قرن بیستم بوده و از این رو «كتاب
قرن» [بیستم] نام گرفته است.» (از پشت جلد شازده كوچولو، ترجمه ابوالحسن
نجفی)
نگارنده این كتاب را در نوجوانی خوانده و در «جوانی» كارتون آن را دیده است.اما وقتی كه در چهل و سه سالگی این كتاب را به دست گرفت، در همان مرحله اول دو بار ترجمه فارسی آن به قلم شیوای ابوالحسن نجفی را خواند و كل كتاب را با ترجمه انگلیسی آن از ایرن تستوفری (Irene Testot-Ferry) مقابله كرد تا هم این كتاب را با دقت خوانده باشد و هم از استاد نجفی درس ترجمه عملی فرا گرفته باشد.نگارنده شازده كوچولو را یك بار هم مرور كرد تا گزین گویه ها و كلمات قصارش را استخراج كرده باشد. این «كتاب قرن» گزین گویه ها و كلمات قصار ارزشمند و عمیقی دارد كه بعضاً در كتابهای گفته ها و اقوال مشهور نقل شده است.در اینجا تمام گفته های نغز آنتوان دوسنت اگزوپری را از ترجمه ابوالحسن نجفی (انتشارات نیلوفر۱۳۸۲،) استخراج كرده ایم .در مواردی جمله ها را پس و پیش كردیم، زمان و شخص و شمار فعل را عوض كردیم و عباراتی از متن به كلمات قصار انتخابی افزودیم تا قالب گزین گویه پیدا كند.
ادامه مطلب |
|
دو صفحه نوشته ساده به کتاب "خلقیات ما ایرانیان" به قلم روانشاد محمد علی جمال زاده اضافه کنید!!!
مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!
ادامه مطلب |
![]()
ادامه مطلب |
|
کی ببینم مرا چنان که منم ؟
تقریبا پانزده ماه پس از کودتای 28 مرداد، در سحرگاه 19 آبان سال 1333 دکتر فاطمی اعدام شد. وزیرخارجه کابینه دکتر مصدق و از بازیگران اصلی نهضت ملی شدن نفت، قادر نبود با پای خویش به محل تیرباران برود، چرا که به وحشیانهترین شکل مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته بود و پیکر بیمارش هنگام اعدام در تب ...40 درجه میسوخت. دو سرباز او را به قتلگاه کشاندند. دکتر فاطمی هنگام مرگ 37 سال بیشتر نداشت. او هنوز جوانترین وزیر امورخارجه ایران در تاریخ است.
ادامه مطلب |
|
در زمینه براندازی ۱۹ اوت سال ۱۹۵۳ (۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی) کتابهای
متعدد و نظرات بسیار انتشار یافته است که هر کدام حاوی تاریخچه ای از این رویداد است.
از جمله کتابی که خلاصه ای از یک فصل آن در زیر می آید:
ادامه مطلب |
|
از جنس خودتان به سوى شما آمد. بر او بس ناگوار است كه شما در رنج باشيد كه او نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است. اگر نسب او را ملاحظه كنيد و بهخوبى بشناسيدش، درمىيابيد كه او پدر من است.....
ادامه مطلب |
|
فاطمه زهرا س در واقع نمونه زنى است كه خدا مىخواهد و پارهاى است از اسلام مجسم در وجود محمدص ؛ زندگىاش براى مسلمان و انسان مؤمن در هر زمان و مكانى بهمنزله الگويى چهره مىنمايد.به راستى شناخت فاطمهس شناخت بخشى از كتاب رسالت الهى است و پژوهش و تحقيق در حيات حضرتش به مثابه تلاشى گسترده برایفهم اسلام و ذخيرهاى ارزشمند براى انسان معاصر به حساب مىآيد....
مقدمه امام موسى صدر بر كتاب فاطمه زهراس وتر فى غِمد، نوشته استاد سليمان كتانى.امام صدر در اين مقدمه به بررسي شخصيت فاطمه زهرا (ع) پرداخته است. ادامه مطلب |
|
متن سخنراني مهندس مهدي بازرگان در جلسه اعلام تاسيس نهضت آزادي ايران:
بسم الله الرحمن الرحيم
لاحول ولاقوه الابالله العظيم قبلا از صاحب خانه جناب آقاي صادق فيروزآبادي و حضار محترم به نمايندگي از طرف موسسين «نهضت آزادي ايران» تشکر مينمايد.
معذرت ميخواهم از اينکه آقايان را دعوت کردهايم در حضورشان از مطلبي صحبت کنيم يا خبري را بدهيم که به هيچ وجه تازگي ندارد: تشکيل حزب يا جمعيت. مخصوصا در اين ايام و اوضاع و احوال آشفتهاي که هر روز کودتا يا شورش يا تلاطم ديگري در درياي سهمگين سياست دنيا پيش ميآيد در داخله کشور نيز با سرعت و شدت تغييرات عظيمي روي داده افسانه ادعاي ثابتترين کشور خاورميانه را تکذيب ميکند.
آري در چنين شرايط حاد و نگرانيهاي خاص است که نوزاد ما پا به عرصه دنيا ميگذارد خدا عاقتبش را بخير کند!
تصديق ميکنيم خيلي دير شده است ولي ديرآمدن به از نيامدن است. ادامه مطلب |
|
خدای عزیزم!
از اینکه بابای نازمو بردی پیشت تاازش خوب مواظبت کنی ازت ممنونم فقط گاهی بهش اجازه بده به منم سر بزنه آخه منم دلتنگش میشم مهرنوش ................. .............................. ادامه مطلب |
|
اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد. ادامه مطلب |
|
بنايي با معماري خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نميدانستند. آن زمان فكر ميكردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.
ادامه مطلب |
|
چکیده :در حال حاضر قانوناساسی تنها میثاق رسمی است که قانونشکنان و متجاوزان به حقوق عمومی نیز نمیتوانند رسماً با آن مخالفت کنند و در برابر آن بایستند. مشروعیت این قانون (باوجود نواقص و نارساییهای چند) به اندازهای است که همه تلاشهای جریان راست متصلب برای بیاعتبارکردن اصول مربوط به حقوق اساسی ملت و رکن جمهوریت نظام را در این سالها، خنثی و بیاثر کرده است، بهعلاوه با تکیه بر شعار اجرای بیکموکاست همه اصول قانوناساسی، بخش اعظم مطالبات اساسی مردم در زمینههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابل وصول است؛ مطالباتیکه تحقق آنها شرط لازم برای برداشتن گامهای بلندتر در راستای توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است....
ادامه مطلب |
|
آغاز زندگی وجوانی
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدرش میرزا هدایتالله معروف به «وزیر دفتر» از بزرگمردان دوره ناصری و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار و نایبالسلطنه ایران بود. هنگام مرگ میرزا هدایتالله در سال ۱۲۷۱ شمسی محمد ده ساله بود، و ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایتالله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، محمد را «مصدقالسلطنه» نامید. محمد خان مصدقالسلطنه پس از تحصیلات مقدماتی در تبریز به تهران آمد، به مستوفیگری خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود. مصدقالسلطنه در اولین انتخابات دوره مجلس مشروطیت به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولی اعتبارنامه او بهدلیل سن او که به سی سال تمام نرسیده بود رد شد. مصدقالسلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد. ادامه مطلب |
|
1- پديده روشنفكري متعلق به دوران گذار است و روشنفكران ميكوشند با مفهومسازي و نظريهپردازي و عطف نظر به فرآوردههاي فكري و فرهنگي جهان قديم و جهان جديد، عبور از سنت به مدرنيته يا گذر از عصر مدرن به پسامدرن را در جوامع گوناگون تبيين كنند. روشنفكران ايراني نيز از اين قاعده مستثني نبوده و طي بيش از صد و پنجاه سال مواجهه با مغرب زمين و دستاوردهاي علمي، فلسفي، سياسي و هنري دوران مدرن، به قدر طاقت خويش به بحث از نسبت ميان ايران معاصر و جهان جديد پرداختهاند. مثلا داريوش شايگان از مفهوم «تعطيلات در تاريخ» براي توضيح رابطه ميان جهان قديم و جهان جديد يا «سنت» و «مدرنيته» در ميان ما بهره ميگيرد. او تصريح ميكند كه در «ضيافت مدرنيته» شركت نداشتيم و در پيدايي علوم تجربي و علوم انساني جديد نقشي ايفا نكرديم؛ آن زمان در تعطيلات به سر ميبرديم و هنگامي كه كثيري از عالمان علوم تجربي و فيلسوفان و جامعهشناسان و مورخين و اقتصاددانان و سياستورزان در كار ابداع و خلق ايدههاي نو و پيافكني نهادهاي مدرن بودند، خفته بوديم و غافل از آنچه پيرامونمان ميگذشت.
ادامه مطلب |
|
1. مرحوم مهدي بازرگان، قرآن پژوه، روشنفكر ديني، متخصص ترموديناميك و سياستپيشهاي بود كه بيش از نيم قرن در فضاي ديني، فكري و سياسي اين ديار فعاليت كرد و ميراث گرانقدري از خويش برجاي گذاشت. هم لولهكشي آب تهران مديون زحمات بيشائبه او بود؛ هم نقش مهمي در جريان خلعيد ايفا كرد؛ هم آثاري چون سير تحول قرآن، مطهرات در اسلام، راهطي شده، باد و باران در قرآن، بعثت و ايدئولوژي، بازيابي ارزشها و انقلاب ايران در دو حركت را به رشته تحرير درآورد؛ هم اهل ايثار بود و از شغل و پست دانشگاهي گذشت و طعم زندان را پيش از انقلاب چشيد و هم اولين نخستوزير پس از پيروزي انقلاب اسلامي بود. "وسيع" بود و "تنها"، "سر به زير و سخت" و "با تمام افقهاي باز نسبت داشت". دموكرات بود و اهل تساهل و مدارا؛ در عين حال پاي اصول خويش ميايستاد و به هيچ قيمتي از آنها عدول نميكرد، چنانكه زندگي شخصي و مشي سياسي او بر اين مهم گواهي ميدهند. ميتوان هر يك از وجوه انديشگي، ديني و سياسي ميراث بازرگان را ارزيابي كرد و نكاتي را پيرامون آنها متذكر شد. در اين مقاله ميكوشم تا نظاممعرفتي ايشان را وجهه نظر خويش قرار داده، صرفا با مرور سخنراني مشهور و بحثبرانگيز "آخرت و خدا هدف بعثت انبياء" كه در سالهاي پاياني عمر مرحوم بازرگان القاء شده، تطور آراء وي درباره انتظارات ما از دين و رابطه ميان ديانت و سياست را پيگيري كرده و ربط و نسبت ميان ايدههاي متقدم و متأخر ايشان در اين باب را سراغ بگيرم.[1] ادامه مطلب |
|
«شهر» فقط بیانگر تاریخ رشد و توسعه و انحطاط و زوال تمدن و فرهنگ نیست. این چیزها، و از جمله خود «شهر»، در واقع، تجلیات عینی چیزی دیگر است. «شهر» ساختۀ انسان است. انسانی که تنها موجودی جسمانی یا طبیعی نیست. انسان موجودی دارای «روح» نیز هست. انسان ابتدا با «طبیعت» و در «طبیعت» زندگی میکند. سپس خود را از «طبیعت» جدا میکند، چیزهایی میسازد که او را از طبیعت بینیاز میکند، اما این چیزها نیازهایی تازه برایش میآفرینند، سپس باز اسیر آنها میشود و از خود بیگانه میشود و، سرانجام، شاید، به خودآگاهی میرسد و به دوگانگی «طبیعی» و «انسانی» پایان میدهد. اما در این سفر پرمخاطره از «طبیعت» به «شهر» انسان بسی دردها و شادیها میبیند. بسی آزادیها و اسارتها دارد. «فردیت» مهمترین چیزی است که انسان در مقایسه با دیگر موجودات دارد. بهواسطۀ »روح» است که او «فرد» است. بنابراین، باید مشاهده کرد که «فردیت» انسانی چگونه در این «سیر» تحقق مییابد یا ناکام میماند. گزارشی از این «سفر پرمخاطرۀ» روح انسانی و «فردیت» او و رابطهاش با «شهر» را میتوان در نوشتههای ابن خلدون و گئورگ زیمل یافت. ابن خلدون و گئورگ زیمل رابطۀ «شهر» در دو جهان قدیم و جدید را با «روح» فرد و «فردیت» برای ما میکاوند.
ادامه مطلب |
|
خیلی از درس خوانده ها تقصر نابسامانیها و عقب افتادگیها را بگردن امثال اسكندر، حمله اعراب، چنیگیز،تیمور و بالاخره سیاست خارجی و استعمار قرن اخیر كه تماما از خارج وارد شده است، می اندازند. در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلك غدار را پیش می كشیدند. در حالی كه حوادث و عوامل خارجی،چه آسمانی و چه انسانی، اولا برای همه ملت های دنیا بوده و هست و ثانیا با قبول اینكه موثر است تازه یكطرف قضیه را تشكیل می دهد. طرف دیگر قضیه كه از تقابل و تركیب یا عكس العمل آن با طرف اول، سرنوشت شخص یا ملت را تعیین می نماید، خود مردم اند. ادامه مطلب |
|
در این گزارش سعی میکنم نظریهی سه مرحوم انقلاب بزرگ ایران، مرحوم مطهری، مرحوم شریعتی، و مرحوم بازرگان را دربارهی ملیت و ناسیونالیسم بررسی کنم.
ادامه مطلب |
|
عیب جامعه این است كه همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ كس نمی خواهد فرد مفیدی باشد. با خوردن حرف هرگز سوء هاضمه نمی گیرید. بزرگترین درس زندگی این است كه گاهی احمقها هم درست می گویند. آیین دموكراسی بدترین شكل حكومت است. با وجود این از تمام آیین هایی كه تاكنون آزمایش شده بهتر است. سیاستمدار كسی است كه حوادث فردا و یك ماه و یكسال بعد را پیش بینی كند و سپس بتواند دلایلی بیاورد كه چرا اتفاق نیفتاد . آدم بدبین، سختی را در هر فرصتی می بیند، آدم خوش بین فرصت را در هر سختی. تا هنگامی كه پایانهای بزرگ در جهان وجود دارد، می دانیم كه روح و معنی هستیم نه جسم و جانور. اشخاص همیشه گناه را به گردن شرایط و بی نظمی می اندازند؛ من به شرایط و بی نظمی باور ندارم. مردان كامیاب، شرایط و نظم را جستجو می كنند و آن را می آفرینند. امپراتورهای آینده، امپراتورهای فكر و اندیشه اند. شجاعت را به حق در صدر صفات برجسته انسان دانسته اند... زیرا این صفت تكیه گاه صفت های دیگر است. كافی نیست حداكثر تلاش خود را بكنیم و در بهترین حد خود ظاهر شویم، گاهی لازم است كاری را در حد كفایت انجام دهیم. موفقیت، توانایی رفتن از شكستی به شكست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. ماجراجو و خطرناك باشید، با روزگار به مقابله برخیزید و ترس به خود راه ندهید؛ زیرا هر چه پیش آید خوش آید. از مخالفت نهراسید؛ بادبادك تنها زمانی می تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود. همه از مردن در راه باورشان سخن می گویند، اما هیچ كس از كشته شدن در راه باورش دم نمی زند. حقیقت، انكارناپذیر است. بدخواهی ممكن است به آن حمله كند. ممكن است نادانی آن را به مسخره بگیرد، اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود. من شخصأ دوست دارم بیاموزم، اگرچه همیشه نفرت دارم از این كه به من بیاموزند. قرنهای تاریك باز خواهد گشت، روزگار حجر بر بالهای درخشان دانش باز خواهد گشت، چه بسا امروز بركت های بی شمار به بشر ارزانی داشته تا یك روز مایه ی نابودی وی شود، آگاه باش! فرصت از دست نرود. بدون تردید، افراد بشر حاضر نیستند كه همگی بطور یكسان و برابر از گرسنگی بمیرند و بی گمان برای آخرین تكه نانی كه می ماند و باید تقسیم شود، درگیری شدیدی به وجود خواهد آمد. مهمترین كار ما این نیست كه ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیزهایی وجود دارد. كار ما این است كه به آنچه آشكارا در پیش رو داریم، بپردازیم. شهامت چیزی است كه باعث می شود انسان بایستد و سخن بگوید. البته این هم كه انسان بنشیند و گوش دهد، شهامت است. بهای هیچ چیز گزاف تر از انتقامجویی نیست. بدون انگیزه و شوق، همه ی خوبیهای دیگر، مفهوم خود را از دست خواهند داد. تجربه همیشه به سود انسان نیست، زیرا، هیچ رویدادی دوبار به یك شكل رخ نمیدهد. درستكاری اهمیت دارد، ولی روراستی نیز مهم است. من آدم خوشبینی هستم؛ فكر نمی كنم اگر جز این باشم، حال و روز ام بهتر از این باشد. سرسخت و سمج و پایدار باشید و هرگز تسلیم نشوید. رو به پیشرفت، یعنی دگرگونی، رو به تكامل، یعنی دگرگونی های بسیار. بدون پول، آرامش به دشواری به دست خواهد آمد |
|
گردا لرنر در سال ۱۹۷۹ به طرح این مسأله پرداخت که دلیل پنهان ماندن کوشش های زنان در طول تاریخ،
توجه تاریخ نگاران به یک سلسله پرسش هایی بوده است که اختصاص به زنان نداشته اند.
او پیشنهاد کرد که برای حل این معضل،تاریخ نگاران فمینیست « مساله محوری زن» را بشناسند و بر آن تاکید کنند. نویسنده بر این نکته تأکید داشت که بهتر است امکان وجود فرهنگی زنانه را در بطن
فرهنگ عام و مشترک میان زن و مرد مورد توجه قرار دهیم. (Lerner /۱۹۸۱ / pp.۱۷۸-۹)
ادامه مطلب |
|
به قلم احسان عزت پور حسین راضی در نخستین روز های آذر ماه 1307 در تهران بدنیا آمد از عنفوان جوانی با علاقمندی و درک فراوان نسبت به مسائل سیاسی توانست در کنار رجال سرشناس وارد این عرصه شود و پس از اشغال ایران در شهریور 1320توسط نیرو های متفقین و خلع رضا شاه از سلطنت و با باز گشتن فضای سیاسی کشور احزاب و روزنامه ها فعالیت خویش را آزادانه از سر گرفتند.از جمله ی این احزاب می توان به حزب ایران، حزب مردم ایران ، حزب سوسیالیست ایران و حزب زحمتکشان و بعد حزب نیروی سوم اشاره نمود. ، که این خود محرکی بود برای جوانان پاک و فعالی که عاشقانه به میهن خویش مهر می ورزیدند و با شور جوانی وبا هدف بهبود اوضاع نابسامان و مبارزه در جهت جلوگیری از تجزیه ی ایران وارد کارزار مبارزه علیه استعمار و نفوذ خارجی شوند در این میان حزب توده را می توان بسیار فعال ،متشکل و قدرتمند توصیف نمود که این حزب گرایش نسبتا زیادی به شوروی داشت و در حقیقت دست نشانده شوری بود(1). ادامه مطلب |
|
با آن قد و اندام كوچك، صدای معمولی، دستان نحیف و چهره و گفتاری كه نشانی از قهرمانی نداشت و از كاریزمایی حكایت نمیكرد، با سماجتی شگفتانگیز و با آرامش و خونسردی و وقار و اتكا به خود، به رویارویی با آدمها و ایدههایی پرداخت كه در پی كسب هیولای قدرت مطلقه بودند. مثل همه روشنفكران بزرگ در دورههای طولانی از زندگی خود تنها و مطرود بود چرا كه در مقام وجدان بیدار و نقاد جامعه و سیاست منشاء آسودگی خاطر نبود. در سرتاسر دورانی كه فرهنگ به تبلیغات تبدیل میشد و كنترل اندیشههای آدمیان در دستور كار قرار میگرفت و كینهجویی همه را فرا گرفته بود او مرعوب نشد. در تقابل با گروههای متعارض، بارها به زمین خورد، اما هر بار بلند شد و هیچگاه به زانو درنیامد. مشی او — در بدترین شرایط روزگار نیز— احساسی را برمیانگیخت كه به آن نیاز داشتیم: احساس سبكبالی، احساس اینكه دنیا به آخر نرسیده و در هر موقعیتی میتوان لبخند زد و تسلیم محیط یأسآور اطراف نشد. این سبكبالی در راه رفتن عادی او نیز مشهود بود. در ۸۰ سالگی بهزعم ظاهر شكنندهای كه پیدا كرده بود، وقتی به جوی یا رودی میرسید كه باید از آن عبور كند، یا كوهی كه از آن بالا رود سبكی حركتش را احساس میكردیم. گاه آخرین ماههای سالمندیاش را محلی مییافتیم برای بروز جلوههای پرشور كودكانه؛ در راه رفتن، در از ته دل خندیدن و در امیدوار زیستن.
ادامه مطلب |
|
محمد نخشب، خداپرستان سوسیالیست؛ منصفانه و علمی نیست که در مورد جریان چپ دینی در ایران معاصر سخن گفت و یادی از نخشب و یارانش نکرد. این نوشتار به بهانهی درگذشت زندهیاد حسین راضی، دبیرکل حزب مردم ایران و یار و همراه قدیمی نخشب نگاشته میشود. شنبهی هفتهی اخیر، حدود 34 سال پس از درگذشت دکتر محمد نخشب، حسین راضی، دیگر عضو ارشد جمعیتی که نخشب و همفکرانش بنیان نهادند، درد و رنج یک دهه بیماری و ستیز با سرطان را فروگذاشت و به یار دیریناش پیوست. ادامه مطلب |
|
بسیاری از گروهها و طیفهای چپگرایی كه در آغاز انقلاب بر ضدیت و ستیزهجویی با بازرگان پا میفشردند، امروز معتقدند که «دیروز بزرگترین انحرافشان این بوده که ارزشهای حقوق بشری بازرگان را ارج نمینهادند» تمام این بازخوانیها را میتوان زیر عنوان سراپا عاطفی و اخلاقی «در حق بازرگان بد کردیم»، مقولهبندی کنیم: فروکاستن تغییر و تحول در موضعگیریها و چینش نیروهای سیاسی به تمنایی اخلاقی. این فروکاهش در خدمت طبیعیساختن موضعگیریهای جدید نسبت به بازرگان است؛ چراکه گویا این ژست اخلاقی تازه از جایگاهی فراجناحی- جهانی است که همه را خطاب قرار میدهد؛ و شبیه به همان حکمت عامیانه که «وقتی خامی و تندی جوانی پرشروشور گذشت، باید خامی و اعتدال پیشه ساخت»؛ بدلساختن سیاست به فرآیند خطی طبیعی. واقعیت اما این است كه این جلوههای «بازگشت به بازرگان» هنوز هم از همنشینی واقعا سیاسی با بازرگان ابا دارد، میپرهیزد از اینکه بیمحابا اذعان کند که از کف رفتن امتیازات دموکراتیک، همه را ناگزیر ساخته است از ملاطفت با بازرگان و سنتاش: «نوعی یارگیری در این وانفسا»: خطامامیها، ناگزیرند بازرگان را بزرگ بدارند، همچنانکه بازرگانیها و ملی- مذهبیها برای اصلاحطلبان دولتی، دل میسوزانند.
ادامه مطلب |
|
ج) موانع رشد سرمایهداری در ایران
احمد اشرف صاحب نظر دیگری است كه مانند كاتوزیان و آبراهامیان با درك تفاوت میان تاریخ آسیا از اروپای فئودال به تأمل در مسئله عقب ماندگی ایران پرداخته است، وی برای كشف موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران مطالعات خویش را بر روی دورة تاریخی قاجار متمركز نموده، و بر خلاف محققین دیگر شیوه تولید آسیایی در ایران، عوامل خارجی را از نظر دور نداشته است. به نظر اشرف «استبداد داخلی همراه با ویژگی های شیوه تولید در اجتماعات ایلی، شهری، و روستایی از یكسو و استعمار خارجی از دیگر سوی مانع رشد سرمایهداری جدید صنعتی و تحقق رسالت تاریخی سرمایهداری ملی در كشور ما گردیدند» (اشرف ،1359،94) ادامه مطلب |
|
مقاله حاضر درپی بررسی ونقد نظریات مطرح پیرامون توسعه وتوسعهنیافتگی ایران بوده و بدین منظور از میان نظریات طرح شده، مهمترین نظریات كه عمدتأ در دو غالب ماركسیسم سنتی(ارتدوكس) وماركسیسم شیوة تولید آسیائی قرار میگیرند،را انتخاب نموده، و از میان ماركسیستهای سنتی مطالعات ایرانشناسان روسی و فرهاد نعمانی واز دسته دوم نظریات محمدعلی همایون كاتوزیان، یرواند آبراهامیان واحمد اشرف را مورد بررسی ونقد قرار داده است.
ادامه مطلب |
|
خشی از نسل ما که با برخی کتابهای دینی بزرگ شد، بهويژه در دهههای چهل و پنجاه شمسی، شاهد نام نویسندگانی بر روی کتابها بود که هرگز عنوان یا لقبی دینی را بر سر خود نداشت، حجةالاسلام یا آیةالله، بلکه عنوانهای مهندس و دکتر بر سر آنها بود. مهندسها و دکترها کتابهای دینی مینوشتند، به تبلیغ دین و دفاع از آن میپرداختند و کتابهایشان برای درسخواندگان دبیرستانها و دانشگاهها و بازاریان باسواد جذابیت داشت. تصور اینکه مهندس یا دکتری تفسیر قرآن بنویسد یا از احکام و عبادات دینی دفاع کند، چنان بود که آخوندی از فیزیک و شیمی و ریاضی سخن بگوید. اما گویی وقتی چنین افرادی از دین دفاع میکردند ارزش دین در چشم مردم بالاتر میرفت، مگر نه اینکه آنها درسخواندهتر از «آخوندها» بودند و به «علوم زمان» نیز مسلط بودند.
ادامه مطلب |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
کمک به کودکان سرطانی دانلود موسیقی دانلود آهنگ های چه گوارا ایران 1979-2009 آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 آبان 1390 شهریور 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 خرداد 1389 اسفند 1388 |
|
RSS
|